
به سرم زد يك شب ناشناس امتحانش كنم بازی خطرناكى بود اما به ريسكش ميارزيد سلام سلام...شما؟ یک غريبه خدا خدا ميكردم كه ديگر پيامى نگيرم آخه قرارمان اين بود كه ناشناسى وارد حريممان نشود ميشه خودتونو معرفى كنيد؟ نوشتمو نوشت ساعتها برايم گفت از تنهايى هایش از گذشته اش كه پاک بود از آدمها ناليد از عشقهاى امروزى گفت منتظر است يك عشق واقعی سر راهش قرار گيرد... با شماره ى خودم پيغام دادم جواب نداد برای غر...
ادامه مطلب
خودت باش ... به اعتبار هیچ شانه ایی اشک نریز به اعتبار هیچ اشکی شانه نباش آدمی هر گاه بیفتد ، از سمتی فرو می ریزد که تکیه کرده است ......
ادامه مطلب