
این روزها سنگینی افکارم بدجور سرم را به درد آورده وزن این افکار بیشتر از توان این روزها ، دقایق و ثانیه هایی که هر کدام انتظار حکم قاضی را دارند و ... منتظر اعتراف گرفتن ...! ولی غافل از این که نیاز به کشیش دارم که وقتی اعتراف می کنم ، بگوید بخشیده شدی که بخشیده شدن هم این روزها برایم کافی نیست ...! خیلی سخته به ایستگاه آخر برسی و از اعماق وجودت نبودن را طلب کنی بخواهی برای وجدان خواب آلوده و...
ادامه مطلب
مرا در آغوشت بخوابان ببر به امنیتی که در آن هراس بی تو قدم زدن در پیاده رو های بد دهان پر کن وجود ندارد ...! نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 2:1 توسط Ahad Rostami| ...
ادامه مطلب
این روزها سنگینی افکارم بدجور سرم را به درد آورده وزن این افکار بیشتر از توان این روزها ، دقایق و ثانیه هایی که هر کدام انتظار حکم قاضی را دارند و ... منتظر اعتراف گرفتن ...! ولی غافل از این که نیاز به کشیش دارم که وقتی اعتراف می کنم ، بگوید بخشیده شدی که بخشیده شدن هم این روزها برایم کافی نیست .....
ادامه مطلب
قصهعشق قصهانسانبودن ماست اگر کسی احساست رانفهمید مهمنیست سرت رابالابگیر و لبخندبزن فهمیدناحساس کارهرآدمی نیست ...! ...
ادامه مطلب